تاریخ درج عکس : 02/11/1388









گفتوگو :


امین ابراهیمی   02/11/1388

* عکسی که ما را به درونیات عکاس هدایت میکند ... پر محتوا و زیبا . ممنون سید جان .

سیدمجتبی خاتمی :

- از حسن توجه و نظرت ممنون امین عزیز.


حميد سلطان آباديان   02/11/1388

* يك عكس سه بعدي و حسي ، لذت مي برم از ديدنش .

سیدمجتبی خاتمی :

- ممنون از حسن نظرت حمید عزیز.


مهدي رضوي   03/11/1388

* اين اثر به چند دليل مورد توجه قرار ميگيرد: 1. انتخاب به جا از لنز اولترا وايد 2. شبه تقارن حسي موجود در تصوير 3. حالت سو‍‍‍‍ژه كه نوعي نظارت بصري در آن حاكم است 4. پردازش كاملا موفق و استفاده از طيف حداكثري تناليته هاي سياه و سفيد 5. انتخاب هوشمندانه عنوان در جهت القاي فضاي مفهومي قاب

سیدمجتبی خاتمی :

- مهدی عزیز! درود و سپاس. بابت این نظر که بار آموزشی خوبی هم دارد تشکر فراوان دارم. سرفراز باشی آقا.


فرهاد   03/11/1388

* باز هم ست مریزاد- آثار شما بیش از لذت بصری به نوعی صیقل درونی به دنبال دارد - لنز واید و یا به قول جناب رضوی اولترا واید و همان نظارت بصری که ایشان نام برده اند و همچنین حاکمیت رنگ خاکستری و وزن تصویر در مرکز آن ، انهم به صورت رو به پایین و نیز رو به انتها که با عنوان عکس بسیار هم خوان است درک و لذت و انتقال مفهومی عکس را صد جندان می کند و این یعنی نکته سنجی ، تیزبینی ، لطافت نگاه و چشم و ذهن و دست استادانه ی عکاس که همواره بر آن اشعار داشته ام - فلاشتان هماره درخشنده باد

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس مهندس عزیز! از حسن نظرتان بسیار ممنون هستم آقا. سرفراز باشید.


امید سریری   03/11/1388

* سپاس .

سیدمجتبی خاتمی :

- امید عزیز! ممنون، برای همه چی.


محمد ادیبی   04/11/1388

* سلام سید عزیز مهدی رضوی گفتنی ها رو گفته عالی شده

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس محمد جان! شما همه لطف دارید عزیز.


سید مهدی امیری   05/11/1388

* سید عکس خیلی باحال و با احساس دوسش دارم.

سیدمجتبی خاتمی :

- سپاس از شما مهدی جان.


مهدی فروغی   06/11/1388

* سلام خیلی جالبه که همه ادعا کردند از "مفهوم" عکس لذت بردند و تشکر کردند از عکسهای مفهومی شما اما هیچ کس پاشو از کلمه "نظارت" فراتر نگذاشته! بله، فیگور این مرد مثل اوستایی می مونه که به کارگراش نظارت می کنه اما اینجا ما نه کارگری می بینیم، نه اصلا عکس حالت خبری داره، بلکه به قیافه اش می خوره یک عکس فلسفی از جنس مجتبی خاتمی باشه! خب، از اینجا به بعدشو شرمنده ام چون من نفهمیدم منظورش چی بوده خدایا به من یه خورده شعور بده به سید مجتبی هم یه خورده صراحت!

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس عزیز!
کامنتی از جنس مهدی فروغی.
سرفراز باشی آقاجون.


ساسان فهیمی   08/11/1388

* عکس پویایی ست. ممنون

سیدمجتبی خاتمی :

- متشکرم ساسان عزیز!


سیدمهدی مصباحی   19/11/1388

* اقا عجب عکس خوب و پر حسی کیف کردم چه ادیت و کادربندی وچه لحظه خوبی

سیدمجتبی خاتمی :

- آسدمهدی عزیز، درود! ممنون بابت حسن نظرت آقا.


سعید عامری   20/11/1388

* اولین بار که این عکس را دیدم چندان نظرم را جلب نکرد. شاید اولین نفری هم بودم که این عکس را دیدم. چند باری آن را در روزهای دیگر نگاه کردم . گذاشتم تا به درک واقعی از عکس برسم و بر این ارسال نظری بنویسم . امروز که عکس رو برای چندمین بار باز کردم، خواستم فراتر از یک نگاه مفهومی که دوستان به آن اشاره کرده اند بنویسم. کاممنت مهدی فروغی را که خواندم ، بر نوشتن وتاکید برعمق عکس مصمم شدم. چالش شاید تنها برچسبی باشد که بتوان بر یک عکس خوب چسباند ، شاید امروز و در این گستره ی عکس هایی که می بینیم بتوان عکس سید مجتبی خاتمی را از همین جنس دانست. عنوان دوپهلوی انتخاب شده برای این عکس ، آنقدر آگاهانه و ظریف است که بُعد عکس را چند برابر کرده. از عنوان که دور شویم ، به برداشت یک عکس با فرودی از بالا مواجه می شویم. این فشارهمراه با خاکستری های پر کنتراست ، حسی سنگینی را در کادر ایجاد کرده است. دیدن جعبه ها در این عکس نشان دهنده هویت عکس در کل فضاست. می توان گفت که سرفصل شناخت عکس در اولین لایه ی بصری را جلوه می دهد.نکته همین جاست که گاهی ما شناسنامه عکس را دوست نداریم. و اغلب بیننده را از لذت بردن عکس دور می کند و گاهی در ذهن خود آن اضافه ها را پاک می کند تا عکسی روتوش شده و کادره را ببیند.اشتباهی که گاهی عکاسان بزرگ را هم به همین راه می برد.لاستیک های پهن که لطافتی را در چشم به تصویر نمی کشد، المان هایی است که فضای کار را برای چشمان من بیننده سنگین تر می کند . حرکت پیر مرد در غلظت کادر و در فضای حاکم لاستیک ها همراه با کنتراست شکل گرفته در سراسر عکس اگر چه شخص پیر مرد را توصیف کرده است. اما از طرفی کوچک و نه چندان قوی جلوه داده است. اینجاست که باید به عنوان بازگشت ، فکر کرد و دو پهلو بودن عنوان عکس را دوباره زمزمه کرد و چالش موجود در عکس را دید و سوال ها را مطرح کرد. هر چند به عنوان یک بیننده انتظار دیدن فرم دستان در این کادر را داشتم ، اما سایزعکس کمکی به من بیننده نکرده است.شاخصه ی قابل تقدیر دیگر در این عکس به لحاظ فنی است. آنچه در این کادر به لحاظ تکنیکی موفق جلوه می کند، حرکت چشم به دو سو است. با دیدن این عکس ، چشم بیننده پیر مردی را دنبال می کند که با آن کُت سنگین! همراه با کوله باری از بارانداز!، تجربه و قدمت، با دستانی گره خورده به دنبال گفتن دیالوکی فلبداحه در انتهای کادر ظاهر می شود و با چرخش در کادر از دو گوشه ای که لاستیک ها به سمت بیرون چرخش دارند (آن هم به لحاظ موقعیتی ماشین ها )،چشم را به بیرون کادر هدایت می کنند .فلسفه ی عکس همین جا شکل می گیرد . و این عکس را که شاید در نگاه اول تنها با امتیاز کنتراست وادار به دیدنم کرده بود حالا با این چرخش ها سوالاتی را مطرح می کند که امروز جواب دادن به آن ها از سر عجول بودن ما و قضاوت های نابجاست.و باز آنچه این عکس را به فلسفه ی مفهومی ، چالشی نزدیک می کند همین رفت و آمد های ذهنی است که نمی تواند درک خوبی از این حضور(پیر مرد) داشته باشد.از این دستهای گره خورده ی پیر مرد. آن شال سیاه پیچ خورده روی سر و ان نگاهی که معلوم نیست چه دیالوکی را همراه خود می کشاند. همه سوال هایی است که با آن روبرو می شویم. و اساسا اگر سوژه از روبرو به سمت بیرون کادر در حرکت بود این سوال ها امروز جوابی صریح تربه همراه داشت..

سیدمجتبی خاتمی :

- سعید عزیز و بزرگوار! درود آقاجون.
برای وقتی که گذاشتی، حوصلهای که بهخرج دادی، نقد زیبایی که نوشتی و لطفی که نسبت بهمن ابراز کردی، سپاسگزارم و شرمنده.
سرفراز و سعید باشی همیشه.


zahra keshmiri   28/12/1388

* basalam va khaste nabashid khedmate ostad aziz.akse fogholade jalebi bod.merc kheili lezat bordam

هرگونه استفاده از عکس‎های این سایت بدون کسب اجازه ممنوع می‎باشد.
Do not use any of the photos of this website without permission. E-mail: khatami_seyed[at]yahoo.com